


دلم واسش تنگ میشه !

زندگی یعنی ,تکاپو .
زندگی یعنی ,هیاهو .
زندگی یعنی ,شب نو, روز نو, اندیشه نو .
زندگی یعنی ,غم نو, حسرت نو , پیشه نو .
زندگی بایست سر شار از تکان و تازگی باشد .
زندگی بایست در پیچ و خم راهش زِ اَلوان حوادث رنگ بپذیرد .
زندگی باید یک دم , یک نفس حتی ز جنبش وانماند ,
گر چه جنبش برای مقصدی بیهوده باشد .
زندگی همچو آب است .
آب اگر راکد بماند چهره اش افسرده خواهد گشت
و بوی گند می گیرد .
در هلال آبگیرش غنچه لبخند می میرد ...


سلامت را نمي خواهند پاسخ گفت
سرها در گريبان است
كسي سر بر نيارد كرد پاسخ گفتن و ديدار ياران را
نگه جز پيش پا را ديد ، نتواند
كه ره تاريك و لغزان است
وگر دست محبت سوي كسي يازي
به اكراه آورد دست از بغل بيرون
كه سرما سخت سوزان است
نفس ، كز گرمگاه سينه مي آيد برون ، ابري شود تاريك
چو ديدار ايستد در پيش چشمانت
نفس كاين است ، پس ديگر چه داري چشم
ز چشم دوستان دور يا نزديك ؟
مسيحاي جوانمرد من ! اي ترساي پير پيرهن چركين
هوا بس ناجوانمردانه سرد است ... آي
دمت گرم و سرت خوش باد
سلامم را تو پاسخ گوي ، در بگشاي
منم من ، ميهمان هر شبت ، لولي وش مغموم
منم من ، سنگ تيپاخورده ي رنجور
منم ، دشنام پس آفرينش ، نغمه ي ناجور
نه از رومم ، نه از زنگم ، همان بيرنگ بيرنگم
بيا بگشاي در ، بگشاي ، دلتنگم
حريفا ! ميزبانا ! ميهمان سال و ماهت پشت در چون موج مي لرزد
تگرگي نيست ، مرگي نيست
صدايي گر شنيدي ، صحبت سرما و دندان است.
من امشب آمدستم وام بگزارم
حسابت را كنار جام بگذارم
چه مي گويي كه بيگه شد ، سحر شد ، بامداد آمد ؟
فريبت مي دهد ، بر آسمان اين سرخي بعد از سحرگه نيست
حريفا ! گوش سرما برده است اين ، يادگار سيلي سرد زمستان است.
و قنديل سپهر تنگ ميدان ، مرده يا زنده
به تابوت ستبر ظلمت نه توي مرگ اندود ، پنهان است
حريفا ! رو چراغ باده را بفروز ، شب با روز يكسان است.
سلامت را نمي خواهند پاسخ گفت
هوا دلگير ، درها بسته ، سرها در گريبان ، دستها پنهان
نفسها ابر ، دلها خسته و غمگين
درختان اسكلتهاي بلور آجين
زمين دلمرده ، سقف آسمان كوتاه
غبار آلوده مهر و ماه
زمستان است



|
عشق یعنی... عشق يعني خاطرات بي غبار عشق يعني يك تمنا , يك نياز عشق يعني چشم خيس مست او عشق يعني ماتهب از يك نگاه عشق يعني عطر خجلت ....شور عشق عشق يعني "بي تو هرگز ...پس بمان " عشق يعني هر چه داري نيم كن |

برای تو عزیز




راهی است از بدنيا آمدن تا مرگ
شايد مرگ هم راهی است
من بدنبال فضايی می گردم :
لب بامی سرکوهی عمق دره ای
که در آنجا نفسی تازه کنم
می خواهم فرياد بلندی بکشم که شايد صدايم به شما هم برسد
که من سنگ صبورم
نه سنگم ، نه صبورم
٭ آی پرستوهای خسته که غبار هر سفر به بالهايتون نشسته
آيا هنوزهم می گذريد ز شهری که زمونه به رويم درهاشو بسته
آهای کبوترهای غمگين که نيرنگ آسمون کرده بالهاتونو سنگين
آيا هنوز هم می نشينيد به بامی که زمونه سرنگون

|
رو راست بگم ، زنهاي ايراني فقط بلدند حرف بزنند و غر بزنند و نق!! ولي يكيشون يك سانت حاضر نيست از جاش تكون بخوره! ما دو گروه زن داريم، يك گروه كه از جاشون تكون نمي خورن واسه اينكه ته قلبشون از وضعيت موجود راضي هستند! من با اينها كاري ندارم و براشون آرزوي خوشبختي ميكنم! اما گروه دوم زناني هستند كه سهم بيشتري را طلب ميكنند ولي اينها هم تكون نمي خورند چون از تغيير شرايط ميترسند! فكر ميكنند ممكنه همين شرايط رو هم از دست بدهند! آدم ترسو هم هرچي سرش بياد حقشه!من امروز مي خواهم حسابي سرتون داد بزنم تا شايد يكم بخودتون بياين.البته بازم بعيد ميدونم چون اكثراً نميدونين حقوقتون چي هست.حالا ببينيم چه بلايي دارين سر خودتون ميارين.. |
|
تا حالا فکر ميکردم عجب مصيبتی داريم که بابامون نميذاره بامشاد نگاه کنيم. هميشه ظهرها تکرارشو ميبينم. ولی حالا ميبينم اصلا کلاس داره ادم بگه بابام نميذاره بامشاد ببينيم.عجب بابای توپی که نميذاره بچه هاش از اين چرت و پرتها ببينن. ( چقدر هم ما نميبينيم ). اصلا وقتی بابا خونه اس از دیدن سریال و برنامه مزخرف خبری نیست.
هه هه هه. یادش بخیر. یاد یه خاطره افتادم. چه بامزه. حوصله ندارم تعریفش کنم.
نمره ها اومد. بهتره بگم نمره های درخشان اومد. فکر کنم با نوه هام فارغ التحصیل شم. تابستون هم داره تموم میشه. نه سر کار رفتم. نه هیچ کلاسی. شب و روز اس و پاسم تو خونه/
راستی یه چیز بگم دهنوتن آب بیفته. 

۱) چند وقت پيش طرز تهيه استفراغو ياد گرفتم. بيرون از معده. البته چون نعمت خداست اصلا نمیگم چی جوريه.
۲) به اين نتيجه رسيدم خيلی از پسرهايی که تو دانشگاه ما وبلاگ دارن عمرانی هستن. و تا اونجايی که من فهميدم خيلی با دخترا دوست نيستن( فکر کنم). چه عجب چند تا ادم حسابی تو دانشگاه هم ديديم. مثل معدنی های ول نيستن.
۳) به من چه کی تو دانشگاه آدمه کی نيست. آدم بايد خودش آدم باشه. و مواظب کارای خودش باشه.
۴) ديدگاهم خيلی تغيير کرده و فکر کنم دارم خانوم خانوما ميشم. هيچ ميدونستين کسی که با اخم به پدر و مادرش نگاه کنه نمازش قبول نيست. خيلی چيزا رو تازه دارم ميفهمم. خدا خودش به همه رحم کنه.
۵) به خدا ريا نيست. ولی قرانو حتما فارسی بخونين. تا بفهميم چی ميگه. حتما عوض ميشين. بهتون فول ميدم.
۶)ديروز يکی از دخترای دانشگاه تو اتوبوس يه کاری کرد. ((((من نديدم به خدا.))) . يه زنه دعواش کرد. (((( من نشنيدم به خدا)))). فقط شنيدم دختره گفت من کافرم. يهو موندم. که چه راحت ميگه من کافرم. تو دلم آرزو کردم موقع قيامت ببينمش و ببينم چی کار ميکنه. و حالش چيجوريه. هر چند بازم به من چه.. ولی خيلی دوست دارم اون موقع ببينمش.
۷) بازم خيلی چيزا هست که بايد بدونم. هنوزم کله شقم.
۸)يه چيز ميخواستم بگم يادم رفت. ..................
۹)راستی بابام بهم ميگه بشين کتاب درست و حسابی بخون. از نويسنده های مشهور. آخه همش رمان ميخونم. افسانه ۴۶۲ صفحه ايو تو ۲ روز خوندم. اينم ۲ تا افه ديگه.
۱۰) چيزی يادم نمياد.
۱۱) موفق باشين
۱۲) نظر بدين
۱۳)بای بای![]()
|
||||
|
|

![]()
![]()

![]()
![]()
سلام
میبینم که وبگذر قاطی کرده و آمار وبلاگ منو ......کرده.مشکلی نیست.ما باحال تر از این حرفائیم که با یه هم چین مشکلی ناراحت بشیم(قربان شکسته نفسی خودم برم)
... گفتن که یه آهنگ از ابرو بذار من هم چون خیلی اوچیکم یه آهنگ ناز و باحال از ابرو میذارم که با شهیاد خونده.این آهنگ تازه تازست.
اگه دانلود نشد به خاطر شلوغیه خطه به من بگین تا درستش کنم.
در ضمن هنوز هم دعوتنامه وجود داره.کسی خواست بگه براش بفرستم.(جی میل و پرشین گیگ)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ




عشق جرعه ای از زندگیست![]()
دقايدئ ئزقی تو زندگی هستن
که دلت واسه کسی اونقدر تنگ می شه
که دوست داری اونو از روياهات بکشی بيرون
و توی دنيای واقعی بغلش کنی
دقايقی تو زندگی هستن
که دلت واسه کسی اونقدر تنگ می شه
که دوست داری اونو از روياهات بکشی بيرون
و توی دنيای واقعی بغلش کنی![]()
بگوييد بر گورم بنويسند : زندگي را دوست داشت ولي انرا نشناخت مهربان بود ولي مهر نورزيد طبيعت را دوست داشت ولي از ان لذت نبرد در ابگير قلبش جنب و جوشي بود ولي کسي بدان راه نيافت در زندگي احساس تنهايي مي نمود ولي هرگز دل به کسي نداد و در اخر زنده بودن را براي زندگي دوست داشت نه زندگي را براي زنده بودن.![]()
يک دوست خوب مي گفت آدما مثل کتابند که تا وقتي تموم نشن جذابند پس سعي کن خودتو تند تند جلوي ديگران ورق نزني تا زود تموم بشي براي اين که وقتي تموم بشي مطمئن باش ميرن سراغ يک کتاب ديگه![]()
باز هم گرما به سرزمين سرد وجودم باز گشت و باز هم قلب کوچکم شروع به تپيدن کرد .من ادعاي عشق نمي کنم چه کنم نمي توانم .شايد زندگي دوباره لبخندي به رويم زد لبخندي به وسعت دل تمام عاشقان لبخندي ناپايان ولي من هنوز ادعاي عشق نمي کنم حتي اگر چشمان بي فروغم باز هم به روي ديدگان زيبايت گشوده شود .بگزار....... بگزار در تنهايي نفس بکشم و تا عمق وجودم احساس آرامش کنم.![]()
عشق خبري هست نه از غم نه از پول ... ، ديگه حتي مريض هم نمي شي که کسي نياد عيادتت... ، ديگه حتي غصه هم نداري که بري يه گوشه زانو هاتو بغل بگيري... ، ديگه عاشق کسي نمي شي که عاشقت نباشه... ، ديگه به کسي راست نمي گي که بهت دروغ بگه... ، ديگه دلت واسه هيچ کسي تنگ نمي شه... ، ديگه غرور هم نداري که اگه کسي بهت توهين کرد ناراحت بشي... ، ديگه حتي نمي توني به اونايي که دوسشون داري بگي ، دوست دارم.![]()